ترجمه "ultratjar" به فارسی

بد گفتن, بدنام کردن, بهتان زدن بهترین ترجمه های "ultratjar" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Ell era molt conscient que havia estat «blasfem, i perseguidor, i ultratjador». ↔ او بهخوبی میدانست که پیش از آن شخصی «کفرگو، آزاررسان و گستاخ» بود.

ultratjar
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بد گفتن

    verb
  • بدنام کردن

    verb
  • بهتان زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ترساندن
    • توهین کردن به
    • مفتضح کردن
    • ناسزا گفتن
    • وحشت زده شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ultratjar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ultratjar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Ell era molt conscient que havia estat «blasfem, i perseguidor, i ultratjador».
او بهخوبی میدانست که پیش از آن شخصی «کفرگو، آزاررسان و گستاخ» بود.
El Lannister, ultratjat, empeny lluny la copa i en demana una altra.
لنیستر ، عصبانی میشه ، لیوان رو کنار میزنه و یه لیوان دیگه درخواست می کنه
El que sabeu és que en vau pagar 3 dòlars en el passat: 25 és ultratjós.
شما می دانستید که قبلا سه دلار بابت یک ساندویچ خرج می کرده اید و بیست و پنج دلار کاملا غیر قابل قبول است.
Per això, l’apòstol Pere va escriure: «Si sou ultratjats en nom del Crist, sortosos de vosaltres, perquè [...] l’Esperit de Déu [...] reposa damunt vostre» (1 Pe.
از این رو، پِطرُس رسول نوشت: «اگر بهخاطر نام مسیح شما را ناسزا گویند، خوشا به حالتان، زیرا . . .