ترجمه "vapor" به فارسی
بخار, دود, کشتی بخار بهترین ترجمه های "vapor" به فارسی هستند.
vapor
noun
masculine
دستور زبان
-
بخار
nounLes van tirar a terra fa anys per fer passar el metro de Londres, un conducte de ventilació pel vapor dels trens.
اونا سال ها پیش واسه ی باز کردن فضا برای متروی لندن خراب شده بودن ، مجرایی برای لوکوموتیوهای بخار قدیمی.
-
دود
noun -
کشتی بخار
noun -
گاز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vapor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vapor" با ترجمه به فارسی
-
بخار آب
-
فشار بخار
-
توربین بخار
-
اسب بخار
-
کشتی بخار
-
کشتی بخار
-
موتور بخار
-
لامپ بخار سدیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن