ترجمه "vegada" به فارسی
بار, دفعه, مرتبه بهترین ترجمه های "vegada" به فارسی هستند.
vegada
noun
feminine
دستور زبان
-
بار
noun verbMalauradament, el meu aniversario només succeeix una vegada a l'any.
متاسفانه هر سال تنها یک بار روز تولدم است.
-
دفعه
nounTampoc se li donen malament les segones vegades.
با اونايي که دفعه دومشونه هم کارش بد نيست.
-
مرتبه
He de dir que tot aquest treball el férem dues vegades.
شاید بگویم که ما این کار را دو مرتبه انجام دادیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vegada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vegada" با ترجمه به فارسی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
از نو · باز · دوباره · دگربار
-
بعضی وقتها · گاهی
-
بعضی وقتها · گاهی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن