ترجمه "visat" به فارسی

روادید, ویزا, روادید گذرنامه بهترین ترجمه های "visat" به فارسی هستند.

visat
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • روادید

    noun

    document administratiu per al control migratori

  • ویزا

    noun

    Ell i la seva dona, la Mari, van vendre els dos cotxes que tenien, van aconseguir els visats i van comprar els bitllets d’avió.

    کازوهیرو و همسرش ماری ماشینهایشان را فروختند، ویزا گرفتند و بلیتهایشان را خریدند.

  • روادید گذرنامه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "visat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "visat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه