ترجمه "volant" به فارسی
بخشنامه, جوجه, رل بهترین ترجمه های "volant" به فارسی هستند.
volant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
بخشنامه
noun -
جوجه
noun -
رل
noun
-
ترجمه های کمتر
- رول
- فرمان
- فرمان اتومبیل
- ماکو
- مرغ
- چرخ لنگر
- چین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Volant
-
شاتل کاک
تصاویر با "volant"
عباراتی شبیه به "volant" با ترجمه به فارسی
-
تبخیر شدن · پرواز کردن · پریدن
-
فرمان
-
مربی پرواز
-
چرخ لنگر
-
اندیس پرواز · سواری · پرواز
-
والووان
-
سوختگیری در هوا
-
عرشه پرواز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن