ترجمه "voluntari" به فارسی
ارادی, داوطلبانه بهترین ترجمه های "voluntari" به فارسی هستند.
voluntari
adjective
masculine
دستور زبان
-
ارادی
adjective -
داوطلبانه
adjectiveVaig estar treballant un temps de voluntari a la sucursal dels testimonis de Jehovà de Mèxic.
برای مدتی به طور داوطلبانه در دفتر شعبهٔ شاهدان یَهُوَه در مکزیک کار میکردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voluntari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "voluntari" با ترجمه به فارسی
-
سادهزیستی
-
انجمن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن