ترجمه "vot" به فارسی
رأی, رایگیری بهترین ترجمه های "vot" به فارسی هستند.
vot
noun
masculine
دستور زبان
-
رأی
nounConsulta el tema «La salutació a la bandera, el vot i el servei social» de l’apèndix.
ضمیمهٔ «ادای احترام به پرچم، رأی دادن و خدمت غیر نظامی» ملاحظه شود.
-
رایگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vot" با ترجمه به فارسی
-
نذر
-
رای دهنده
-
رای دادن
-
منفی کردن
-
نذر
-
رأی انتقالپذیر
-
نذر
-
رأی مخدوش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن