ترجمه "Cibule" به فارسی

پیاز, پیاز, پياز بهترین ترجمه های "Cibule" به فارسی هستند.

Cibule
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاز

    noun

    zásobní orgán rostlin

    Tohle není malý pozemek, na kterém roste tuřín a cibule.

    این یه تیکه زمین کوچولو نیست که توش شلغم و پیاز بکاری.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cibule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cibule noun feminine دستور زبان

podzemní část rostlin [..]

+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاز

    noun

    Tohle není malý pozemek, na kterém roste tuřín a cibule.

    این یه تیکه زمین کوچولو نیست که توش شلغم و پیاز بکاری.

  • پياز

    Nebo šťávu z cibule k zamezení vážných následků.

    يا آب پياز از برخي از عوارض جدي جلوگيري مي کنه.

  • سوخ

    noun
  • سوخها

تصاویر با "Cibule"

عباراتی شبیه به "Cibule" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cibule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه