ترجمه "asistent" به فارسی

آسیستان, دستیار بهترین ترجمه های "asistent" به فارسی هستند.

asistent noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیستان

  • دستیار

    noun

    Ale předtím, než on byl velký kšeft on byl můj asistent.

    ، ولی قبل از اینکه آدم بزرگی باشه دستیار من بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asistent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "asistent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "asistent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه