ترجمه "choroba" به فارسی

بیماری, مرض, ناخوشی بهترین ترجمه های "choroba" به فارسی هستند.

choroba noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیماری

    noun

    Srdeční choroby představovaly největšího zabijáka, zejména pro muže po čtyřicítce.

    بیماری قلبی بزرگترین قاتل بود، بخصوص برای مردان در دهه چهل زندگیشان.

  • مرض

    noun

    Myslím na našeho souseda, jehož manželka byla postižena Alzheimerovou chorobou.

    من در بارۀ همسایه ام فکر می کنم که زنش از مرض آلزایمر رنج می برد.

  • ناخوشی

    noun

    souvisí s duševní chorobou:

    با ناخوشی روانی ارتباط دارند:

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " choroba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "choroba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "choroba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه