ترجمه "děda" به فارسی
پدربزرگ, پدر بزرگ, پير بهترین ترجمه های "děda" به فارسی هستند.
děda
noun
masculine
دستور زبان
otec některého z rodičů
-
پدربزرگ
nounNěkteré své syny spálil zaživa jako oběť, podobně jako to dělal i jeho děd Achaz.
وی همچون پدربزرگ خود آحاز، تعدادی از پسران خود را برای قربانی سوختنی زنده زنده سوزاند.
-
پدر بزرگ
otec některého z rodičů
Mám neodbytný pocit, že tohle je ta pohroma, před kterou nás tvůj děda varoval.
من نميتونم از احساس چيزي که پدر بزرگ بحران زده به ما هشدار داد فرار کنم.
-
پير
Můj děda si kdysi tahal zuby kleštěmi.
آدماي پير ، بابابزرگم هميشه دندوناش رو با انبردست مي کشيد
-
پيرمرد
Podle mě ten děda už dávno odletěl.
فکر مي کردم اون پيرمرد سال ها پيش پرواز کرده و رفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " děda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "děda"
عباراتی شبیه به "děda" با ترجمه به فارسی
-
پدر بزرگ · پدربزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن