ترجمه "domov" به فارسی
خانه, میهن, خانمان بهترین ترجمه های "domov" به فارسی هستند.
domov
noun
masculine
دستور زبان
místo, kde člověk žije [..]
-
خانه
nounTy jsi opustila svůj domov, abys přišla sem.
تو هم خونه ت رو ترک کردي که بيايي اينجا.
-
میهن
noun -
خانمان
Kdysi jsme k vám přišli, hladoví, bez domova Potřebovali jsme vaši pomoc.
ما يک بار پيشت آمديم در حاليکه گرسنه و بي خانمان بوديم .به دنبال کمک
-
بى مكان و منزل, دربدر, بى خانمان, اواره, غريب, خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domov " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "domov" با ترجمه به فارسی
-
خانهها · خانهها (خانواده) · خانوارها
-
بیخانمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن