ترجمه "instalace" به فارسی
نصب, تاسيسات, ابزار بهترین ترجمه های "instalace" به فارسی هستند.
instalace
noun
feminine
دستور زبان
-
نصب
Teď stačí jednoduchá instalace v podstatě ze dne na den a hned vidíte výsledky.
ولی اکنون، می توانیم چیزی به این مهمی را یک شبه نصب و نتیجه آنرا بلافاصله مشاهده کنیم.
-
تاسيسات
-
ابزار
noun
-
ترجمه های کمتر
- ادوات كشاورزي
- اسباب
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instalace " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instalace" با ترجمه به فارسی
-
نصب مخصوص
-
تنظیمات سرپرستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن