ترجمه "jehla" به فارسی
سوزن, suzan بهترین ترجمه های "jehla" به فارسی هستند.
jehla
noun
feminine
دستور زبان
nástroj
-
سوزن
nounZmínil jsem epidurální anestézii. Toto je epidurální jehla.
گفتم بی حسی نخاعی. این یه سوزن نخاعیه.
-
suzan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jehla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jehla"
عباراتی شبیه به "jehla" با ترجمه به فارسی
-
سوزنماهی
-
سوزن
-
سرسوزن
-
اردكماهي ساري · سوزنماهی · ماهي درازپوزه · ماهي ساري · ماهي پوزهسوزني · ماهيان نيمنوك · نيزهماهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن