ترجمه "lampion" به فارسی
فانوس, فانوس کاغذی, فانوس کاغذی بهترین ترجمه های "lampion" به فارسی هستند.
lampion
noun
masculine
دستور زبان
-
فانوس
nounKrál s královnou vypustili k nebi létající lampion na oslavu narozené princezny.
براي جشن تولدش ، پادشاه و ملكه يه فانوس به آسمون فرستادن
-
فانوس کاغذی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lampion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lampion
-
فانوس کاغذی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن