ترجمه "mumie" به فارسی

مومیا, مومیایی بهترین ترجمه های "mumie" به فارسی هستند.

mumie noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مومیا

    noun
  • مومیایی

    adjective noun

    جسدی که از زمان های کهن با بیشتر اعضای خود باز مانده است

    Skvělým zdrojem informací jsou mumie, ale jsou velmi omezeny geograficky a také časově.

    مومیایی ها منبع اطلاعات خوبی هستند جز اینکه واقعا" از لحاظ جغرافیایی و همچنین زمانی محدود هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mumie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mumie"

اضافه کردن

ترجمه های "mumie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه