ترجمه "muslim" به فارسی
مسلمان, mosalmân, مسلمون بهترین ترجمه های "muslim" به فارسی هستند.
muslim
noun
masculine
دستور زبان
-
مسلمان
nounChtěl jsem ochránit afghánské muslimy proti Sovětské armádě.
میخواستم مردم مسلمان افغانستان را در مقابل ارتش شوروی حفاظت کنم.
-
mosalmân
-
مسلمون
nounNemusím být muslim, aby mě nadchla podobenství a poezie.
لازم نيست مسلمون باشم تا تصاويرش برام زيبا باشه ، نظمش تکان دهنده ست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muslim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن