ترجمه "muzeum" به فارسی
موزه, mūze بهترین ترجمه های "muzeum" به فارسی هستند.
muzeum
noun
neuter
دستور زبان
-
موزه
nounموزه
Jo, když se ti líbí žít v muzeu.
آره ، اگه زندگي تو موزه رو دوست داشته باشي.
-
mūze
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muzeum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muzeum" با ترجمه به فارسی
-
نگارخانه
-
موزه بریتانیا
-
موزه گوگنهایم نیویورک
-
بايگانيها · مجموعهها · موزهها · کلکسیونها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن