ترجمه "podpora" به فارسی

حمایت, سوبسید, پشتیبانی بهترین ترجمه های "podpora" به فارسی هستند.

podpora noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حمایت

    noun

    S jejich podporou se nám nikdo nemůže vzepřít.

    با حمایت اونا ، هیچکس نمی تونه ما رو به مبارزه بطلبه.

  • سوبسید

  • پشتیبانی

    noun

    Mají pocit, že bohatší svět toho zatím udělal na jejich podporu málo.

    آنها احساس میکنند که جهان ثروتمندتر برای پشتیبانی ازآنها خیلی کم کار کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " podpora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "podpora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "podpora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه