ترجمه "pytel" به فارسی

کیسه, کیف, ساک بهترین ترجمه های "pytel" به فارسی هستند.

pytel noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه

    noun

    Došla jsem k prvnímu pytli s břízou a stáhla jsem ho ze stromku.

    رفتم سراغ اولین کیسه توسم. کیسه را از روی توس برداشتم.

  • کیف

    noun

    Mít pytel třísek, byl by z našeho bytu nóbl podnik.

    اگه من یه کیف پر از تراشه های چوب رو داشتم, آپارتمانه ما میشد یه جای خفن

  • ساک

    noun

    Dám je do pytle s oblečením pro Afriku.

    ميذارمش تو ساک لباس هايي که ميره به آفريقا.

  • گونی

    Oddělte hlavy, dejte je do pytle a schovejte je.

    سرهاشون رو قطع کنین ، توی گونی بذارین و یه جای امن نگه دارین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pytel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pytel"

عباراتی شبیه به "pytel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pytel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه