ترجمه "tamten" به فارسی
آن, ân, آن یکی بهترین ترجمه های "tamten" به فارسی هستند.
tamten
pronoun
Pronoun
masculine
دستور زبان
-
آن
determinerMůj dědeček mě brával na ryby na tamten ostrov.
پدربزرگم توي اون جزيره بهم ماهيگيري ياد داد
-
ân
-
آن یکی
‚Tamten bratr má pevnější víru.‘
‹آن یکی از من خوشبینتر است.›
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tamten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن