ترجمه "tato" به فارسی
این, in بهترین ترجمه های "tato" به فارسی هستند.
tato
pronoun
feminine
دستور زبان
-
این
Oči tohoto děvčete jsou modré.
چشمهای این دختر ابی هستند.
-
in
Do deváté večer bagdadského času potřebuju 1 milion dolarů, jinak mě nechají zemřít v této rakvi, ve které jsem pochovaný.
I've been taken hostage somewhere in Iraq... من تا ساعت 9 امشب به وقت بغداد ، یک میلیون دلار نیاز دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tato" با ترجمه به فارسی
-
in · این
-
یوسیپ بروز تیتو
-
in · این
-
اینها
-
ا.آ.اف.اس · توالي هستهاي · توالي ژن · توالی نوکلئوتید · جعبه تاتا · رمزهها · منشا همانندسازي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن