ترجمه "tma" به فارسی

تاریکی, تیرگی, تم بهترین ترجمه های "tma" به فارسی هستند.

tma noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریکی

    noun

    Byla už tma, a tak nepostřehla, že jí při tom rulička bankovek vypadla na zem.

    بدون توجه کریستین در تاریکی شب پولهای لولهشده به زمین افتاد.

  • تیرگی

    noun
  • تم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه