ترجمه "transformátor" به فارسی
ترانسفورماتور, ترانسفورماتور بهترین ترجمه های "transformátor" به فارسی هستند.
transformátor
noun
masculine
دستور زبان
-
ترانسفورماتور
Bouře vyřadila transformátor dole na ulici a všechnu elektřinu v okruhu devíti bloků.
طوفان توي خيابون يه ترانسفورماتور برق رو بهمراه تمام برق هاي منطقه تا 9 تا خيابون رو قطع کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transformátor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Transformátor
-
ترانسفورماتور
Bouře vyřadila transformátor dole na ulici a všechnu elektřinu v okruhu devíti bloků.
طوفان توي خيابون يه ترانسفورماتور برق رو بهمراه تمام برق هاي منطقه تا 9 تا خيابون رو قطع کرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن