ترجمه "vstup" به فارسی
درآمدن, ورود بهترین ترجمه های "vstup" به فارسی هستند.
vstup
noun
masculine
دستور زبان
-
درآمدن
Verb -
ورود
nounPozvánky, které během sjezdu pravděpodobně nevyužijete, byste měli předat jednomu z pořadatelů při vstupu do areálu.
دعوتنامههایی را که نمیخواهید استفاده کنید، در هنگام ورود به کنگره به متصدیان انتظامات بدهید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vstup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vstup" با ترجمه به فارسی
-
تمرکز ورودی
-
درآمدن · وارد شدن · ورود · پیوستن
-
چیدمان
-
تابع كاب-داگلاس · توابع تولید · توابع هدف چندگانه · توابع ورودي-خروجي
-
تحلیل ورودی-خروجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن