ترجمه "web" به فارسی

وب, سایت, شبکه بهترین ترجمه های "web" به فارسی هستند.

web
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وب

    noun proper

    Před třemi lety jsem začal budovat decentralizovaný web, protože jsem měl obavy o budoucnost našeho internetu.

    سه سال پیش، من شروع به ساختن یک وب غیرمتمرکز کردم بخاطر اینکه نگران آیندهٔ اینترنتمان بودم.

  • سایت

    noun

    Pokud se chcete dozvědět víc, přijďte a mrknětě se na náš web.

    اگر می خواهید بیشتر بدانید، به سایت ما سر بزنید.

  • شبکه

    noun

    Videa vytvořená pomocí Popcornu se chovají stejně jako web:

    ویديوهایی که با پاپکُرن ساخته میشن، خودشان مثل شبکه رفتار میکنند:

  • ترجمه های کمتر

    • شبکه جهانی وب
    • وب سایت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " web " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "web" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "web" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه