ترجمه "Bwyd" به فارسی
خوراک, خوراک, غذا بهترین ترجمه های "Bwyd" به فارسی هستند.
Bwyd
-
خوراک
noun10 mun: Ydych Chi’n Derbyn ‘Bwyd yn ei Bryd’?
۱۰ دقیقه: آیا خوراک را «بهموقع» دریافت میکنید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bwyd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bwyd
noun
masculine
دستور زبان
-
خوراک
nounAnogwch bawb i wneud defnydd da o’r bwyd ysbrydol sydd ar gael iddyn nhw.
همگان ترغیب شوند که از خوراک روحانیای که در اختیار دارند، بهخوبی استفاده کنند.
-
غذا
nounRhaid iddo ddarparu bwyd, dillad, a llety i’w wraig a’i blant.
او باید برای زن و فرزندان خود، غذا، لباس و همچنین منزلی برای سکونت تهیه کند.
عباراتی شبیه به "Bwyd" با ترجمه به فارسی
-
گرسنه هستم · گرسنهام
-
gorosnegi
-
علوم و صنایع غذایی
-
غذای فوری
-
حساسیت غذایی
-
زنجیره غذایی
-
گوارش
-
خوراک دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن