ترجمه "Cof" به فارسی

حافظه, حافظه, یاد بهترین ترجمه های "Cof" به فارسی هستند.

Cof
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظه

    noun

    فرآیندی در جانداران که در آن اطلاعات رمزنگاری و ذخیره میشود

    Methiant wrth ddyrannu cof. Dylech chi gau' r cymhwysiad yma rwan i osgoi colled data

    خرابی در تخصیص حافظه. این کاربرد را باید همین حالا ببندید تا از گم شدن داده جلوگیری شود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cof noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظه

    noun

    Methiant wrth ddyrannu cof. Dylech chi gau' r cymhwysiad yma rwan i osgoi colled data

    خرابی در تخصیص حافظه. این کاربرد را باید همین حالا ببندید تا از گم شدن داده جلوگیری شود

  • یاد

    noun

    Yn sôn am y dathliad hwn, gorchmynnodd Iesu: “Gwnewch hyn er cof amdanaf.”

    عیسی به پیروانش حکم کرد که این مراسم را ‹به یاد او به جا آورند.›

عباراتی شبیه به "Cof" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه