ترجمه "Croth" به فارسی

رحم, رحم, زهدان بهترین ترجمه های "Croth" به فارسی هستند.

Croth
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • رحم

    noun

    Trosglwyddodd fywyd ei gyntaf-anedig fab o’r nef i groth morwyn, Iddewes o’r enw Mair.

    او کاری کرد که زندگی نخستزادهاش به رحم دوشیزهای یهودی به نام مریم منتقل شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Croth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

croth noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • رحم

    noun

    Trosglwyddodd fywyd ei gyntaf-anedig fab o’r nef i groth morwyn, Iddewes o’r enw Mair.

    او کاری کرد که زندگی نخستزادهاش به رحم دوشیزهای یهودی به نام مریم منتقل شود.

  • زهدان

عباراتی شبیه به "Croth" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Croth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه