ترجمه "Hela" به فارسی

شکار, شکار کردن, صید کردن بهترین ترجمه های "Hela" به فارسی هستند.

Hela
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکار

    noun

    Dyn drwg oedd Nimrod a oedd yn hoffi hela a lladd dynion yn ogystal ag anifeiliaid.

    او مرد بدی بود که هم انسانها و هم حیوانات را شکار میکرد و میکشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hela " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hela
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکار کردن

    verb
  • صید کردن

  • شکار

    noun

    Dyn drwg oedd Nimrod a oedd yn hoffi hela a lladd dynion yn ogystal ag anifeiliaid.

    او مرد بدی بود که هم انسانها و هم حیوانات را شکار میکرد و میکشت.

عباراتی شبیه به "Hela" با ترجمه به فارسی

  • الو · اَلو · درود · سلام · سلام علیکم · صبح بخیر · ظهر بخیر · عصر بخیر
اضافه کردن

ترجمه های "Hela" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه