ترجمه "Tref" به فارسی

شهر, شهرک, شهر بهترین ترجمه های "Tref" به فارسی هستند.

Tref
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    Unwaith i’r ffoadur fynd i mewn i’r dref loches, roedd yn saff.

    اگر شخصی که مرتکب قتل شده بود، وارد شهر پناهگاه میشد در امنیت قرار میگرفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tref " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tref noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهرک

    noun

    منطقهٔ مسکونیای کوچکتر از شهر و بزرگتر از روستا

  • شهر

    noun

    Unwaith i’r ffoadur fynd i mewn i’r dref loches, roedd yn saff.

    اگر شخصی که مرتکب قتل شده بود، وارد شهر پناهگاه میشد در امنیت قرار میگرفت.

  • medîne

  • scher

عباراتی شبیه به "Tref" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tref" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه