ترجمه "Wyneb" به فارسی

صورت, چهره, صورت بهترین ترجمه های "Wyneb" به فارسی هستند.

Wyneb
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • صورت

    noun

    ’Roedd ei draed a’i ddwylo wedi’u rhwymo â llieiniau, a chadach am ei wyneb.

    کفن به دور دستها و پاهای او پیچیده و صورت وی با پارچهای بسته شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wyneb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wyneb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهره

    noun

    2 Meithrin Hyder: Mae gan rai cyhoeddwyr ddiffyg hyder. Weithiau mae hyn yn ymddangos yn eu hwynebau neu yn eu lleisiau.

    ۲ اعتمادبهنَفْس ایجاد کنید: برخی مبشّران از اعتمادبهنَفْس کمی برخوردارند که شاید در حالت چهره یا لحن صدایشان مشخص شود.

  • صورت

    noun
  • رخ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • روی
    • رو
    • ru

تصاویر با "Wyneb"

عباراتی شبیه به "Wyneb" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wyneb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه