ترجمه "anadlu" به فارسی
نفس کشیدن, تنفس بهترین ترجمه های "anadlu" به فارسی هستند.
anadlu
Verb
دستور زبان
-
نفس کشیدن
verbDydy hi ddim yn fwy posibl iddyn nhw wneud hynny nag ydy hi iddyn nhw fyw heb fwyta, yfed, ac anadlu.
این امر به همان اندازه برای آنها غیر ممکن است که زندگی بدون خوردن، نوشیدن و نفس کشیدن غیر ممکن است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anadlu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Anadlu
-
تنفس
noun’Roedd anadlu wedyn yn cadw’r grym bywyd ’ma i fynd.
این نیرو سپس از طریق تنفس نگاه داشته میشود.
عباراتی شبیه به "anadlu" با ترجمه به فارسی
-
نارسایی تنفسی
-
عفونت دستگاه تنفسی فوقانی
-
دستگاه تنفسی فوقانی
-
خسخس سینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن