ترجمه "araf" به فارسی
آهسته, سست بهترین ترجمه های "araf" به فارسی هستند.
araf
adjective
دستور زبان
-
آهسته
adjective“Rhaid i bob un fod yn gyflym i wrando, ond yn araf i lefaru, ac yn araf i ddigio.”—Iago 1:19.
‹در شنیدن تند، در گفتن کُند و در خشم آهسته باشید.›—یعقوب ۱:۱۹.
-
سست
Gall pryderon bwyso ar ein meddwl ac achosi inni laesu ein dwylo fel petai.
فشار و نگرانیهای زندگی میتواند بر ذهن ما تأثیر گذارد و موجب شود به اصطلاح دستانمان سست گردد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " araf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "araf"
عباراتی شبیه به "araf" با ترجمه به فارسی
-
استندآپ کمدی
-
فضای انتخابی
-
پیاده
-
تابع شبه اتفاقی = PRF
-
برای
-
هایپرتنسیون ریوی
-
ادم مغزی
-
خورشیدگرفتگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن