ترجمه "asyn" به فارسی
خر, الاغ بهترین ترجمه های "asyn" به فارسی هستند.
asyn
noun
masculine
دستور زبان
-
خر
noun -
الاغ
nounByddai pob un ohonoch yn gollwng ei asyn yn rhydd ar y Saboth iddo gael yfed.
هر یکی از شما در روز سَبت الاغ خود را باز نمیکند و برای آب دادن بیرون نمیبَرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asyn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن