ترجمه "athro" به فارسی

آموزگار, آموزاننده, معلم بهترین ترجمه های "athro" به فارسی هستند.

athro noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • آموزگار

    noun

    C YHUDDIR ysgolhaig ac athro 70 oed o annuwioldeb ac o lygru meddyliau ifainc gan ei ddysgeidiaeth.

    به محقق و آموزگار ۷۰ سالهای اتهام کفرگویی زدهاند و میگویند که وی با تعالیم خود اذهان جوانان را فاسد میکند.

  • آموزاننده

    noun
  • معلم

    noun

    Rhowch ar waith y pwyntiau sy’n cael sylw yn y cyfarfodydd ynglŷn â sut i wella fel athro.

    از آموزشهایی که جماعت برای کمک به بهبودی وضع شما به عنوان یک معلم فراهم میکند استفاده کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " athro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "athro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "athro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه