ترجمه "babi" به فارسی

نوزاد, نوزاد بهترین ترجمه های "babi" به فارسی هستند.

babi
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوزاد

    noun

    Mae’r 60 munud cyntaf o fywyd babi y tu allan i’r groth yn gyfnod pwysig iawn o ymaddasu.

    اولین ۶۰ دقیقهٔ زندگی نوزاد از اهمیت خاصّی برخوردار است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " babi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Babi
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوزاد

    noun

    بچه تازه به دنیا امده

    Mae’r 60 munud cyntaf o fywyd babi y tu allan i’r groth yn gyfnod pwysig iawn o ymaddasu.

    اولین ۶۰ دقیقهٔ زندگی نوزاد از اهمیت خاصّی برخوردار است.

عباراتی شبیه به "babi" با ترجمه به فارسی

  • خشخاش زراعی
  • آذرگون · خشخاش · شقایق
  • بطری شير کودکان
اضافه کردن

ترجمه های "babi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه