ترجمه "basged" به فارسی
زنبیل, سبد بهترین ترجمه های "basged" به فارسی هستند.
basged
-
زنبیل
-
سبد
nounPan aeth y disgyblion ati i gasglu’r bwyd a oedd ar ôl, fe wnaethon nhw lenwi 12 basged!
و وقتی شاگردان آنچه را که باقی مانده است جمع میکنند، ۱۲ سبد پر میشود!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "basged" با ترجمه به فارسی
-
بسكتبال · بسکتبال
-
تیم بسکتبال
-
بسکتبال
-
بسکتبال
-
تگه · شاک · کل
-
بازیکن بسکتبال
-
بز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن