ترجمه "beichiog" به فارسی
باردار, حامله, آبستن بهترین ترجمه های "beichiog" به فارسی هستند.
beichiog
-
باردار
adjectiveAeth Efa’n feichiog a chafodd Cain ei eni, plentyn cyntaf Adda ac Efa.
در آن موقع بود که حوّا باردار شد و اوّلین فرزند خود، قائن را به دنیا آورد.
-
حامله
adjective -
آبستن
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beichiog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن