ترجمه "ben" به فارسی
زن ترجمه "ben" به فارسی است.
ben
noun
-
زن
nounYn hapus dros ben, fe luniodd Adda’r geiriau barddonol hyn: “Asgwrn o’m hesgyrn, a chnawd o’m cnawd.”
وقتی آدم زن را دید از خوشحالی شعری سرود: «همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ben " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ben" با ترجمه به فارسی
-
زانو
-
ترومای سر
-
سرچکشی
-
سالگرد
-
تولد
-
گل میمون
-
سردرد
-
قلمرو حساب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن