ترجمه "caled" به فارسی
seft, دشوار, سخت بهترین ترجمه های "caled" به فارسی هستند.
caled
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
seft
-
دشوار
adjective -
سخت
adjectiveMae cadw at dy addewid yn waith caled.
او برای این که بتواند مطابق با وقفش زندگی کند باید سخت تلاش کند.
-
ترجمه های کمتر
- سفت
- صعب
- صلب
- مشکل
- مقاوم
- پایدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caled" با ترجمه به فارسی
-
دیسک سخت
-
درایو دیسک سخت
-
هارد راک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن