ترجمه "car" به فارسی
ماشین, خودرو, اتومبیل بهترین ترجمه های "car" به فارسی هستند.
car
noun
masculine
دستور زبان
-
ماشین
nounDrwy gydol fy holl wasanaethu, doeddwn i byth yn berchen ar gar.
در تمام سالهای خدمتم هیچ گاه ماشین نداشتم.
-
خودرو
noun▪ Canada: Wrth i ddynes gerdded o’i thŷ i’w char derbyniodd hi’r cylchgronau diweddaraf gan chwaer.
▪ کانادا: خواهری، جدیدترین مجلّات را به خانمی داد که در حال ترک خانهاش بود و به طرف خودرو خود میرفت.
-
اتومبیل
nounMaen’ nhw’n sicrhau fod eu ceir a’u cartrefi yn ddiogel.
آنان اتومبیل و منزل خود را از لحاظ ایمنی در شرایط مطلوب نگاه میدارند.
-
ترجمه های کمتر
- اتوموبیل
- ماشین سواری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " car " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "car"
عباراتی شبیه به "car" با ترجمه به فارسی
-
طراح خودرو
-
روغن · چربی
-
صنعت خودروسازی
-
خودرو
-
راننده خودروی مسابقهای
-
اتومبیلرانی
-
خودروی خودگردان
-
خودروی برقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن