ترجمه "chwaraeon" به فارسی
ورزش, ورزش بهترین ترجمه های "chwaraeon" به فارسی هستند.
chwaraeon
-
ورزش
noun(2) Sut roedd pobl yn rhoi pwysau ar Andre i ragori mewn chwaraeon?
۲) زمانی که آندره میخواست در ورزش پیشرفت کند تحت چه فشاری بود؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chwaraeon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Chwaraeon
-
ورزش
nounفعالیت انسانی
(2) Sut roedd pobl yn rhoi pwysau ar Andre i ragori mewn chwaraeon?
۲) زمانی که آندره میخواست در ورزش پیشرفت کند تحت چه فشاری بود؟
عباراتی شبیه به "chwaraeon" با ترجمه به فارسی
-
نماد محل پخش
-
باشگاه ورزشی
-
بازی · بازی کردن · پخش
-
مربی
-
تیم ملی ورزشی
-
رویداد چندورزشی
-
روزنامهنگار ورزشی
-
لیست پخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن