ترجمه "clywed" به فارسی
بوییدن, شنیدن بهترین ترجمه های "clywed" به فارسی هستند.
clywed
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
بوییدن
verb -
شنیدن
verbPAN glywch chi’r geiriau “enaid” ac “ysbryd,” beth sy’n dod i’ch meddwl?
با شنیدن واژهٔ روح، چه چیزی به ذهنتان میآید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clywed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clywed" با ترجمه به فارسی
-
شنوایی
-
شنوایی
-
ناشنوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن