ترجمه "coginio" به فارسی
پختن, پختن بهترین ترجمه های "coginio" به فارسی هستند.
coginio
verb
دستور زبان
-
پختن
verbFy ngwaith i yn y tŷ oedd helpu i olchi dillad a chasglu coed tân ar gyfer coginio bwyd.
وظیفهٔ من در آن خانه کمک در شستن لباسها و تهیهٔ چوب کافی برای پختن غذا بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coginio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Coginio
-
پختن
verbFy ngwaith i yn y tŷ oedd helpu i olchi dillad a chasglu coed tân ar gyfer coginio bwyd.
وظیفهٔ من در آن خانه کمک در شستن لباسها و تهیهٔ چوب کافی برای پختن غذا بود.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن