ترجمه "corff" به فارسی
بدن, تن, جسم بهترین ترجمه های "corff" به فارسی هستند.
corff
noun
masculine
دستور زبان
-
بدن
nounFe wnaeth fwy na’n creu ni efo dim ond corff ac ymennydd.
او کاری بیش از آفریدن ما با یک بدن و یک مغز انجام داده است.
-
تن
noun -
جسم
nounMae eich meddwl a’ch corff yn gweithio’n agos iawn.
سلامت جسم و روان به هم ارتباط دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corff" با ترجمه به فارسی
-
اختلال خودزشتانگاری
-
جسد · جنازه · لاش · لاشه · نعش · کالبد
-
سوراخکاری بدن
-
بدنه متن
-
بدن انسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن