ترجمه "dwyrain" به فارسی
مشرق, خاور, شرق بهترین ترجمه های "dwyrain" به فارسی هستند.
dwyrain
noun
masculine
دستور زبان
-
مشرق
nounMae Jehofa yn gosod ein pechodau ymhell oddi wrthyn ni, cyn belled ag y mae’r dwyrain o’r gorllewin
یَهُوَه به اندازهای گناهانمان را از ما دور میکند که مشرق از مغرب دور است، یعنی فاصلهای که نمیتوان تصوّرش را کرد
-
خاور
noun -
شرق
properRoedden ni’n byw ar fferm fach yn nwyrain South Dakota.
در مزرعهای کوچک در شرق داکوتای جنوبی زندگی میکردیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dwyrain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dwyrain" با ترجمه به فارسی
-
تیمور شرقی · تیمور-لسته
-
خاورمیانه
-
مرغ پفی سینهکمانی
-
آسیای جنوب شرقی
-
لکلک شیری
-
گیلانشاه شرقی
-
دریای چین شرقی
-
خاورمیانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن