ترجمه "ffin" به فارسی
مرز ترجمه "ffin" به فارسی است.
ffin
noun
feminine
دستور زبان
-
مرز
nounWrth ymyl y ffin, cawson ni’n fwyaf sydyn ein hamgylchynu gan filwyr y llywodraeth.
نزدیک مرز ناگهان متوجه شدند که سربازان یونانی آنان را محاصره کردهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ffin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن