ترجمه "gafr" به فارسی
بز, boz, بز بهترین ترجمه های "gafr" به فارسی هستند.
gafr
noun
feminine
دستور زبان
-
بز
nounCafodd Daniel weledigaeth—bwch gafr yn ymosod ar hwrdd ac yn torri ei ddau gorn.
دانیال در رؤیایی، بز نری را دید که قوچی را از پا درآورده و شاخهایش را میشکند.
-
boz
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gafr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gafr
-
بز
nounگونهای از بز کوهی (سرده)
Cafodd Daniel weledigaeth—bwch gafr yn ymosod ar hwrdd ac yn torri ei ddau gorn.
دانیال در رؤیایی، بز نری را دید که قوچی را از پا درآورده و شاخهایش را میشکند.
تصاویر با "gafr"
عباراتی شبیه به "gafr" با ترجمه به فارسی
-
رأسالجدی
-
رأسالجدی
-
سیرخرس
-
بز
-
بزغاله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن