ترجمه "glaw" به فارسی

باران, بارون, bārān بهترین ترجمه های "glaw" به فارسی هستند.

glaw noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • باران

    noun

    Yna, un diwrnod ar ôl i’r glaw beidio, daeth yr haul allan.

    سپس یک روز، بعد از اینکه باران از بارش ایستاد، خورشید شروع به درخشیدن کرد.

  • بارون

    noun
  • bārān

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glaw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Glaw
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • باران

    noun proper

    قطرههای آب مایعی که از جو بر زمین میبارد

    Glaw yn cynyddu, barrug, eira ar y mynyddoedd

    افزایش بارش باران، یخبندان، بارش برف در کوهها

تصاویر با "glaw"

عباراتی شبیه به "glaw" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "glaw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه